حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

76

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

16 . به اندازه دو سوى كمان بود . هنگامى كه بازگشت و ملاقات كرد ، فراخوانده شد ، آنگاه اجابت كرد . چشم دوخت آنگاه ناپديد شد ، نوشيد آنگاه خوشبو و پاكيزه شد . نزديك شد آنگاه بزرگوار شد ( بيمناك شد ) . از شهر و ديار و ياران و خانواده و ديدگان و نشانه‌ها دورى گزيد ( فارق شد ) . 17 . « ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ » « 1 » آن هنگام كه بىتاب شد ، بهانه‌جويى نكرد . ( ضعف نشان نداد ) . آن هنگام كه تجلى كرد ، سست نشد ، آن هنگام كه بود سست نشد . 18 . « ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ » « 2 » رفيق شما در مشاهدهء ما گمراه نشد . در بارگاه ما و در رساندن پيام ما گمراه نشد . در توافقات و معاملات با ما منحرف نشد . رفيق شما در فراموشى ذكر گمراه نشد و در گرداب انديشه گرفتار نشد . 19 . بلكه در هر نفسى و هر لحظه‌اى [ از لحظات زندگى ] ذكر حق مىگفت . و در رنج‌ها و بخشش‌ها سپاسگزار بود . 20 . « إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » « 3 » از نور به نور بود . 21 . سخن را برگرداند و از اوهام روى گرداند . گام‌هايش را جلو و عقب كرد . نظم آنها را بهم ريخت . با عشاق ، عاشق باش . آگاه باش تا در ميان كوهها و صخره‌ها پرواز كنى . كوههاى فهم و صخره‌هاى اسلام تا ببينى آنچه نبينى ، تا به شمشير خاموش در مسجد الحرام بدل شوى . 22 . آنگاه نزديك شد . گويى به سبب معنايى نزديك شد . سپس بازداشت مانند يك حاكم نيرومند و نه يك ناتوان . آنگاه از مقام تهذيب به مقام تأديب ، و از مقام تأديب به مقام تقريب رفت . براى طلب نزديك شد . براى رهايى سر فرود آورد . براى درخواست نزديك شد آنگاه فريادكنان سر فرود آورد . براى جواب نزديك شد ، سپس براى نزديك شدن سر فرود آورد . براى شاهد بودن ، نزديك شد ، سپس براى مشاهده نزديك شد ، بعد بعد بعد . . . 23 . « به اندازه فاصله دو طرف كمان » « 4 » بود . با تير ، « بين » ( جدايى ) ، « اين » ( كجايى ) را

--> ( 1 ) . همان ، آيه 2 ؛ رفيق شما گمراه نشد . ( 2 ) . همان ، آيه 9 . ( 3 ) . همان ، آيه 4 ، نيست اين سخن جز وحيى كه بر او مىشود . ( 4 ) . نجم ، آيه 9 .